گلخار ايران

 بالانويسی بر خارگلزار ايران

  

با تشکر از عزيزانی که بازتاب شحصی من از يک سفر کوتاه به ايران (که نسبتآ طولانی هم هست) را هم خواندند وهم لطف کردند ونظرات خودشان را بامن درميان گذاشتند،  در جواب لازم ميدانم که اصلاحات وتوضيات مختصری اضافه کنم: 

اول: خارگلزار، تآکيد برمفهوم واقعی گلزار است که نميتواند خالی از "خار" باشد.  بعبارت ديگر واقع بينانه نيست که فقط از گلهای ايران گفت وخارها را ناديده گرفت ويابرعکس.  شايد واژه "گلخار" گزينه بهتری باشد.

دوم: ايده شعر اول ازصائب تبريزی دربيت زير بود:

مکن خشک ای سپهر بيمروت چشم مجنون را ... کزين سرچشمه چندين کاروان سيراب ميگردد

همانطور که صائب به نقش مجازی "سپهر" درتشنگی کاروان معرفت زمان خود از داستان ليلی ومجنون اشاره ميکند، دراينجا نقش مجازی رسانه های اينترنتی وماهواره ای وساده لوحان وغيره را درکور کردن "چشم بصيرت" مردمی نشان ميدهد که در"سر چشمه" درسهای عبرت قرار گرفته اند.

سوم: نفوذ بيگانه در مجلس زمان مصدق از طريق نمايندگان جيره خوار "مستقيم تر" از نفوذشان  در بوروکراسی کارشناسی سازمان برنامه بود.  چرا که اين بوروکراسی، اصول برنامه ريزی شرايط عادی غرب را برشرايط انقلابی وغيرعادی دولت در حالت جنگ نرم داخلی وخارجی باخودی وبيگانه تحميل ميکرد.  اين بوروکراسی نه تنها عملی نبود، بلکه هم مانع پيشرفت سريع مملکت بود وهم راه را برای بسياری از سوء استفاده ها باز کرده بود.  بوروکراسی سازمان برنامه در حقيقت رونوشت "فيلی باستر" در قوه مجريه ايران شده بود.  تاکتيک فيلی باستر (کارشکنی قانونی) هنوزهم درقوه مقننه آمريکا بقوت خود باقی است.  اين تاکتيک غير از کارشکنی سازمانی بر عليه افراد در قوه مجريه است.

چهارم: شايد بتوان رابطه "جنبش سبز" با "اصلاح طلبان" را با جمهوری اسلامی وسلطنت پهلوی مقايسه کرد!  همانطور که جمهوری اسلامی جايگزين سلطنت پهلوی شد، جنبش سبز نيز جانشين اصلاح طلبان است.

پنجم: درحاليکه آقای قرائتی در کليپ "کراوات" نکات جالبی را مطرح ميکند، نقش اين "آويزه" در لباس مردان، مثل نقش جواهرات در زيبائی خانمها يک نقش "تزئينی" است ولزومی ندارد که نمودار حرفه ويا سمبل چيزی باشد.  ولی دردنيائی که هويت ملتها در زير سم ستوران رسانه های جهان خواران پايمال ميشود، شايد سرا ن کشورها بتوانند با "تزيين" خود به لباسهای سنتی ملی، حداقل ظاهری متفاوت داشته باشند. 

Filibuster is generally defined asthe use of irregular or obstructive tactics by a member (or some members) of a legislative assembly to prevent the adoption of a measure generally designed to favor the public or to force a decision against the will of the majority” within the scope of established rules and regulations.

آشتی

محمد پورقوريان

سه شنبه دوم شهريور ۱۳۸۹

چهاردهم رمضان ۱۴۳۱

بيست وچهارم اوت  ۲۰۱۰

درست ٦٩ سال پيش در چنين روزی مردم ايران درغفلت کامل از خيانت خوديها خوابيدند و روز بعد شوروی از شمال وانگليس از غرب به خاک پاک ايران تجاوز کردند

 

( ) برای خواندن مقاله قبلی روی لينک (خارگلزار ايران) کليک کنيد.