من انسانم و عاشورای من فقر انسانيت است

خردمندان نصيحت ميکنندم ... که سعدی چون دهل بيهوده مخروش

وليکن تا بچوگان ميزنندش ... دهل هرگز نخواهد بود خاموش

 

چندی است که ميخواهند با شيوه جديدی بين فرهنگ ملی و فرهنگ مذهبی ما شکاف ايجاد کنند.  در حاليکه اسلام ستيزی مد روز است، افتخارآفرينی در فرهنگ ملی ما ابعادی گرفته است که بوی نفاقش را بسادگی ميتوان استشمام کرد:

 

من آريايي ام . خداي من ايران است. پيامبر من کورش بزرگ است. امامان من

داريوش بزرگ،خشايارشا ،مازيار ،انوشيروان عادل ، يزدگرد. امام زمان من کاوه
اهنگر است. رو حانيون من فردوسي ، خيام ،مولوي ،حافظ،سعدي و ابن سينا.. کتاب
مقدس من شاهنامه است . اصول و فروع دين من لوح حقوق بشر کورش بزرگ است.
عاشور اي من قادسيه است. شهداي من رستم فرخزاد و بابک خرمدين است. پرچم من
درفش کاوياني است. بهشت من آزادي است. عيد من مهرگان و نوروز است. محراب من
دل است. دين من عشق و دانش است. ايمان من خرد است

 

واقعآ زيباست وبرای من افتخاری بزرگ است که يک ايرانی اينچنين از نياکان خود ياد کند ولی نه تنها شرط انصاف نيست که با چنين شعاری بستيز اکثريت ايرانيانی رفت که به مفاهيم ديگری از خدا و پيامبر و امام اعتقاد دارند، بلکه باز هم بقول فرخی يزدی:

 

اگر مرد خردمندی ترا فرزانگی بايد ... وگر همدرد مجنونی ترا ديوانگی بايد

رفيقی بايدم همدم، بشادی يار ودرغم هم ... وزين خويشان نامحرم، مرا بيگانگی بايد

 

بنابراين اگر خدای تو ايران است، به ايران فکر کن واگر پيامبر تو کورش است از او پيروی کن و همينطور در باره امامان و روحانيون وکتاب مقدس واصول وفرع دين وعاشورا و شهدا و پرچم و بهشت و عيد و محراب و دين وايمان.  يک ايرانی انسان باش و به هموطنت احترام بگذار ولو اينکه او ترا کافر بشمارد.

 

ولی از همه مهمتر از کورش پندبگير، نه در جهان گشائی، بلکه در حقوق بشر و حمايت از قومی که مظلومانه ازستم خودکامگان بابل بستوه آمده بودند.  راستی هيچ ميدانی که اين قوم مظلوم که بود.  بله آنها يهوديانی بودند که بدسيسه خودکامگان بابل آنچنان بدنام شده بودند که کشتن يهوديان مثل کشتن حيوانات مباح بود.  ولی کورش گوشش به تبليغات خودکامگان زورگو بدهکار نبود، او حتی ازمظلوم نخواست که بدين زرتشت ايمان بياورد.  او بدون هيچ قيد وشرطی آنها را از زير سلطه ظلم نجات داد.  

 

وحالا خودکامگان زمانه امپرياليستها هستند که نوچه سر کوچه شان –اسرائيل-- ملت مظلوم ديگری را با تبليغات خود بدنام ميکند وآنها را درمخمصه ای قرار داده است که يا بايد از گرسنگی و فقر بميرند و يا بايد زير بمباران خفاشان ويا توپ و تانک چکمه پوشان نيست ونابود شوند.  شرم بر توباد اگر ادعا کنی فرزند کورشی ولی در برابر چنين ظلم فاحشی سکوت اختيار کنی.  ازاين بدتر ننگ بر توباد اگر مظلوم را سرزنش کنی که در فطرت خدايت اسرائيل است و پيامبرت آژيدهاک.  امامانت هيتلر و بوش و جنگجويان.  کتاب مقدست امپرياليزم واصول وفروع دينت کاپيتولاسيون.  عاشورا وشهيد وپرچمی نداری که به آن تکيه کنی و بهشتت کشتارگاه مردم بيگناه است و عيد ومحراب ودين وايمانت زر وزور و کشتار انسانهای بيگناه: ا

 

باز اين چه شورش است که در خلق عالم است ... باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز اين چه رستخيز عظيم است کززمين ... کار جهان و خلق جهان جمله درهم است

(حالا) طلوع ميکند از مغرب آفتاب ... کاشوب در تمامی ذرات عالم است

خاموش محتشم کزين (ظلم  بی حساب) ... (شيطان خوش از) عزای اولاد آدم است 

بدعتی با محتشم کاشانی      

آشتی

محمد پورقوريان

عاشورای ۱۴۳۰

ديماه ۱۳۸۷

ژانويه ۲۰۰۹